روز میلاد تو در یادمان هست !
و این مرداد را هم با شنیدن صدای تو چه از دهان خودت چه دیگران می گذرانیم.
ما و خاکستری مرگ تدریجی غزل را از یاد نبر !
ششم مرداد روز میلادت مبارک
و
ممنون که به ما
صراحت
خلاقیت
نگاه نو
فکر نو
کلمات نو
عشق نو ... ( آن قدر نو که بدنمان بلرزد)
را نشان دادی.
جای پای تو در ترانه های ما هست ، دانسته و ندانسته ،خواسته و نخواسته ،
قبول داشته و قبول نداشته .
کاش بنده ی نمک خوردن و نمکدان شکستن نباشیم .
دوستم داشته باش
دوستم داشته باش
بادها دلتنگند
دستها بيهوده
چشمها بيرنگند
دوستم داشته باش
شهرها ميلرزند
برگها ميسوزند
يادها ميگندند
باز شو تا پرواز
سبز باش از آواز
آشتي كن با رنگ
عشق بازي با ساز
دوستم داشته باش
سيبها خشكيده
ياسها پوسيده
شير هم ترسيده
دوستم داشته باش
عطرها در راهند
دوستت دارمها ؛ آه ؛ چه كوتاهند
دوستت خواهم داشت
بيشتر از باران
گرمتر از لبخند
داغ چون تابستان
دوستت خواهم داشت
شادتر خواهم شد؛ نابتر؛ روشنتر
بارور خواهم شد
دوستم داشته باش
برگ را باور كن
آفتابي تر شو
باغ را از بر كن
دوستم داشته باش
عطرها در راهند
دوستت دارمها ؛ آه ؛ چه كوتاهند
خواب ديدم در خواب؛
آب؛ آبيتر بود
روز پر سوز نبود
زخم شرم آور بود
خواب ديدم در تو
رود از تب ميسوخت
نور گيسو ميبافت
باغچه گل ميدوخت
دوستم داشته باش
عطرها در راهند
دوستت دارمها ؛ آه ؛ چه كوتاهند.
شهیار قنبری
