تبليغاتX
نایادگار

۱)تا حالا خواب اب و هوا ندیده بودم!

خیلی تجربه ی جالبیه!

تا اینکه چند شب پیش خواب دیدم..

هوا خیلی گرمه...و من دارم تو کوچه ها راه میرم..5 بعد از ظهر..اهواز ...مرداد ماه!

تشنه هم شدم! خیلی جالب!

 

پا نویس: توی واقعیت !ساعت ۵ ..این تابستون..تو اهوازگرمم...جایی نرفتم هنوز !

 

 

۲)رمان "باد بادک باز" رو که می خوندم متوجه خیلی چیزا شدم...مثلا:

الف)افغانیها هم ابهتی و دنیایی داشتنا !

ب)کاش همه چی زندگی اینجوری هندی پیش میرفت !

و............................

 

 قشنگ بود !

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 3:25 توسط مینو ابراهیمیان |