تبليغاتX
نایادگار

۲)سخت مانده ام در این نکته که چرا من دیگر نمی توانم کلام وزن دار ( شعر،ترانه و ..) بنویسم...! یا آن نوشته هایی که تا کنون نوشته ام اتفاقی بوده !

یا باید حرکتی جدی آغاز کنم ، برای نوشتن !

تا لحظاتی پیش میگفتم به یک عامل "ماوراالطبیعه "احتیاج است !اما لوس میشوم ! عامل نمیخواهد ...هی مینو ! بچه که میخواهد به حرف بیاید باید با او حرف زد ! حرف معمولی! نوشتن هم شاید تابع همین قانون باشد .. شاید ! بنویس ! وقت بگذار بر این استعداد ادبی نیمه لعنتی ! شاید فرجی شد!

 

2)چندیست ترانه سرای مورد پسندم تغییر کرده!

این روزها انگار زویا زاکاریان بهتر از سایرین میداند چه میگوید ! یا به بیانی منصفانه تر بهتر "میفهمم" چه میگوید !

او شبیه یک جاده ی هموار است که سفر در آن همواره بی خطر، لذت بخش و برای همه ی افراد امکان پذیر میباشد !

 

3)امروز مرا یاد فروید انداختند !

راستی او میگفته:( تعارضات روانی و عقده های حل نشده اگر بخواهد به شکل مثبت در آینده جلوه کند،به ایجاد آثار هنری منجر خواهد شد !) 

حالا به " فرض" او درست میگفته ، و باز هم به فرض من بر اثر این نکته شاعرو نقاش شده بودم ! و باز هم به فرض تعارض من حل شده باشد ، نتیجه = از بین رفتن استعداد ادبی/هنری من !

 

4)نه مینو ! دلیلت منطقی نبود !بهانه نیاور !

 نظریه فروید هزار و یک زیر و بم دارد ! به خودت نچسبان لطفا !

 اگر این مسیر را ادامه بدهی ، شعرکه نمیگویی هیچ !خدای نکرده مثل این روانشناسها هم میشوی که کلیه ی بیماریها و اختلالات ریز و درشت روانی را در خود و اطرافیان خود جویا هستند !

( با جنبه باش!)

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 2:9 توسط مینو ابراهیمیان |