تبليغاتX
نایادگار

 

 

تفکرات مد شده ! مکالمه با دختری !

نقاب ناب فلسفه ! نگاه هیز سرسری ! 

ببین خانوم هومر میگه : ...... نه ! بذار از نیچه بگم !

راهو بهت نشون میده ! یواش یواش قدم قدم !

ریشای من نشونه ی عمق تفکراتمه !

کافکا یه وقت یادت نره ! اون یه شروع محکمه !

مردم ما مخ ندارن ! دخترا فکر شوهرن!

اما تو یه نابغه ای ! اونا فقط یه مشت خرن !

دختره هول میکنه و...بیخودی لبخند میزنه !

خلاصه تابلو میشه که ...دچار عاشق شدنه !!

!ببین خانوم به دید من ! تو باشعور و عاقلی !

ولی مهمتر از اینا ! جنس لطیفی ! خوشگلی !

با یه نگاه ریشه ای ... فلسفه یعنی جسم زن !

نیچه رو بنداز اونطرف ! حرفای معمولی بزن !

دختره ماتش می بره ...میره تو جلد درد و غم !

فقط یه جمله میگه که :... آقا صداتو نشنوم !

پس چرا قهر کردی خانوم ؟! اصن لیاقت نداری !

بهتره کنج خونه تون ...عروسکاتو بشماری !

تفکرات له شده ! مکالمات مرد و زن !

مولکولای هوا میخوان زنونه مردونه بشن !

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 23:12 توسط مینو ابراهیمیان |

سلام !

همانطور که میدانیم :

... نخل از معدود درختانی ست که در بهار و خزان و

زمستان و تابستان تغییرظاهری نمی کند !

و اصولا به همین فرم خویش گیرداده است !

 نه برگهایش زرد میشود !

و نه" احتمالا" دلش شکسته میشود !(پ.ن 1)

 

پ.ن1) خب !درختِ دل شکسته تر که داریم ...

مثلا همین بید مجنون ِ خودمان !

" خب، تاریخ زندگانی نخل در ایران به گونه ایست

که هر حرف و ایده ای را به این راحتی ها نمی پذیرد ! "

 

حتی اگر خودمان را بکُشیم ! نمیتوانیم به زور ِ یک عکس

سیاه و سپید قراضه -که معلوم نیست از کجا پیدایش

 کرده ایم -

و یا متوسل شدن به رنگ ِنیمه خاکستری ِ خودِ نخل ...

آن را ( دل شکسته ، آن هم از نوع خزانی ش! ) بدانیم !

( پ.ن2)

 

 

پ.ن 2) نشانی: سریال " یه وجب خاک " ، تیتراژ اول ،

طراح تیتراژ: ساسان توکلی فارسانی ،

ترانه سرا : عبدالجبار کاکایی ،

خواننده : ...  ! دوستش داریم/ اما  ......!

زمان : هر روز ، پس از اذان مغرب !

( چون خزان دل شکسته ایم ، ما رو به حال خود مکن رها...! )

{ و علامت تعجب ِواقع در ذهن ِ من، وقتی بزرگتر میشود

که " خزان دل شکسته " تمثیلی برای بی کمالی ِ کنونی ِ

انسانهایی ست که میخواهند کم کم مسیر حق را طی

کنند !

ولی تا اطلاع ثانوی، تصویرشان به شکل چند نخل نمایش

داده میشود !

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:18 توسط مینو ابراهیمیان |