تبليغاتX
نایادگار
هر وقت می آم اصفهان .....

فقط میتونم خیره بشم ! هی نگاه و نگاه و نگاه ....

چقدر علف ! چقدر کاج ! چقدر کاخ ! چقدر پل ! و چقدر فرهنگسرا .... !

( واسه "هنر سوزن نخ کردن " هم یه کم بگردی فرهنگسرا پیدا میکنی ! )

 

القصه این همه زیبایی که می بینیم.. واسه مون یه حس افسردگی

 هم داره  دیگه !

چون این فقط یه سفره ! یه رویا !

و این افسردگی وقتی زیاد تر میشه که برگردی اهواز و

 باز تکیه کلامهای تلخ مردم :

( همه چی کشور .. از پول گاز و نفت ماس ..

خودمون تو شهرمون هیچی نداریم ...!)

(بنزینم گرون کردن نمیتونیم کولر ماشین

 رو روشن کنیم ! پختیم !

برق سهمیه بندی نشه حالا !)

نه که وطن فروش باشم ها .....

زندگی توی اهواز یه جورایی راحت تره !

 خب چون توش پر از اهوازیه !

 

این نیز بگذرد ....

 

      

اینم زاینده رود ....چه قشنگه ها ! البته رفتم اهواز .. از کارون قشنگم هم عکس میگیرم !

      

 

 

چه شهر دلگیری ....

چه رود غم انگیز و راکدی .........

نفسم در نمی آد .................

کاش می بستم چشامو .............

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 12:9 توسط مینو ابراهیمیان |

 

 

 

همینجوری! نه کسی مرده ! نه کسی متولد شده !

 

 

 

کیکاوس یاکیده رو اولین بار توی فیلمی دیدم در نقش آقا محمد خان قاجار...!

یادمه اندکی خبیث هم بود !

اون زمان من کوچیک بودم ...

کمی که دقت کردم ... دیدم عجب ! توی خیلی از سریالها و تبلیغات تلویزیونی یه صدای گرمی هست که مخاطب رو بی اختیار به خودش جذب

میکنه !

و این صدا همون صدای آقا محمد خان بود ! (عجب اکتشافی !!! )

کیکاوس یاکیده بهمن ماه سال 47 در تهران متولد شده !

غیر از دوبلاژ، بازیگری فیلم و تئاتر ، فیلم نامه نویسی ، مجسمه سازی ،شعر و...هم انجام میده !

(و میگه که بعد از دوبلاژ اگه بخواد شغلی انتخاب کنه " مجسمه سازی " هستش )

از جمله کارهای معروفشون هم دوبله ی باب راس در برنامه لذت نقاشی...

بازی در  "اتش بس " و "زن زیادی " و .... هست.

 

افتخارات و جوائز شاعری ایشون هم از قرار :

مدال شعر شایسته از سمپوزیوم شعر واشنگتون دی سی

دیپلم افتخار سر دبیر انجمن بین‌المللی شعر در آمریکا

دریافت کاپ شایستگی از انجمن بین المللی شعر

و ....

 

این هم نمونه هایی از شعرهاشون :( حتما خوبن دیگه..!)

 

1) برو بانو بگذار بیدار شوم...

باید بروم ... خیال تو را به دوش کشیدن خرج دارد ....

 

2) پا برهنه تا کجا دویده ای..؟!

که اینهمه گل شکفته است !

بانو و آخرین کولی سایه فروش

کتاب بانو و آخرین کولی سایه فروش/ از کیکاووس یاکیده.

 

 

پ.ن :( اگه مطلب تکراری بود ! خونسرد باشین و توی ذوقم نزنین !):

پ.ن : گفتم صدا... یاد حرف دوستی افتادم : ( اگه مردی از میمون هم زشت تر باشه ... اما صدای دل نشینی داشته باشه

من که عاشقش میشم ...!)، راست میگه ها ! ولی خب مسئله اینه که چهره ی میمون رو راحت میشه عمل کرد ولی صداش رو نه...!

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 13:16 توسط مینو ابراهیمیان |

 

 

این یک مطلب جدی نیست ! راحت باشین !

و عصاهای قورت داده شده را بشکنید !

 

سلام دوستان شاعر و غیر شاعر !

راستش دیشب ، حدودا ساعت 12 شب بود و من مشغول کیک خوردن و گوش فرا دادن به یکی از آهنگای این دوره ی گوگوش : ( گریه کباب ... اوکی ؟ ) بودم ....

و در این اندیشه که از همون قدیما ... من ابی و داریوش و گوگوش رو به یه اندازه دوست داشتم ... اما نهایتا گوگوش یه فرقی که نمیدونم چیه با اون دوتای دیگه داشت برام !!

( حالا اینکه این 3 نفر چه ارتباطی به هم دارن ... دیگه بر می گرده به خانواده ی ما که کاستهای افرادی جز این 3 تا رو در دسترس اطفال نمیذاشتن ! )

و یکهو این سوال به ذهنم رسید که :

( فکر نمی کنی صدای گوگوش ِ الانی از ابی و داریوش ِ الانی احساس

بیشتری رو به شنونده منتقل می کنه ؟؟!!! )

همین سوال رو از خواهرم پرسیدم و اونم فقط یه نگاه عاقل اندر سفیه بهم انداخت !

(حقم بود ؟ نه ؟ آره ؟ )

فک کردم اندیشیدن به این سوال ... خیلی بهتر از اینه که بری بشینی آیس پک بخوری ....و یکی با صدای لطیف ! توی گوشِت بخونه :

...گووووشی رو بردار تا صدات یه ذره آرومم کنه ...!!!

( نه که ترانه ش بد باشه ها ...! خاطره س دیگه ! )

خلاصه از اونجایی که این مسئله خیلی از ( کارت سوخت و مانتوی بدن نما و سردار رادان ! ) مهم تره ....

و اینکه دیدم در خانه به من توجه کافی نشده ...! تصمیم گرفتم محبتم رو بیرون از خانه بیابم !و مسیجی برای یکی از رفقای همترانه زدم ... و این نظریه ی کارشناسانه !!! رو مطرح کردم ....

اینم نظریه ی ایشون : ( حدودا در7 پیام کوتاه )

( ما که صاحب نظر نیستیم فدات شم ...

میدونی برای در اوج بودن باید به موقع رفتن رو مث به موقع حرف زدن بلد باشیم ... مث خمینی ! گوگوش هم مث خیلی ها دیگه چیزی واسه ی رو کردن نداره ... به قول برخی :" اینها اسطوره های موزیک ایرانن و هر جور باشن خوبن ..." اما من میگم خواننده هر جور که باشه پرچم دار فرهنگ ملتشه ... اگه صدا یا سلیقه ش توی خوندن کم شده دلیل نداره بمونه ...!ما ایرانیها انگار عادت کردیم از همه چیز و همه کس افسانه بسازیم ... کاری که خوب و دل نشینه از هر کس باشه لایق توجه و تشویقه ... همون جور کار بد مستحق خرده گیری و نقده ... مال هر کی می خواد باشه ،خوب بود آثار ترانه سراها وآهنگسازهای مطرح رو بی نام منتشر می کردن ... اون وقت افراد اینقدر اسطوره پروری نمیکردن و به هر کس قدر لیاقتش بها میدادن ... نه نامش! )

 

خب ، من هم 7 پیام کوتاه این خانوم روکاملا قبول دارم ...( من و ایشون اصولا در اکثر شئون زندگی با هم توافق داریم )

اما سوال من فقط و فقط در مورد "انتقال حس درصدای گوگوشه " و نه افسانه سازی ایرانیان !

 

 

راستی برای اینکه حقوق پست پایینی ضایع نشه ... ( آخه تازه زده بودمش ) کامنتها رو واسه ی پایینی بذارین !

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 18:17 توسط مینو ابراهیمیان