تبليغاتX
نایادگار

 

 

اگه تو ترانه سازی، من میخوام واژه به واژه روی دفترت ببارم!

من میخوام دستامو کم کم دور گردن ترانه های پاک تو بذارم !

اگه قالیچه ی نوری ، من میخوام به رنگ اسلیمی چشمای تو باشم !

توی شمسه ی دل تو، بمونم تا از همه قلبای پوسیده رها شم !

اگه نقاش بهاری ، من باید خودم رو به رنگای صورتت ببازم !

با گیاه ناز موهات یه قلم موی همیشه سبز و پاکیزه بسازم !

اگه کهکشون عشقی ، جای هر ستاره باید رو تنت بوسه بکارم !

باید هر شب واسه ی تو ، خبر از شاهزاده های کوچیک و تنها بیارم !

اگه پیچک یه باغی ، من میخوام دیوار استوار پیچش تو باشم !

که با سبزی حضورت کم کم از دیوارای آجری دیگه جدا شم !

اگه مردابه نگاهت ، من میخوام کنار مرده ی خودم زنده بمونم !

که به تو رسیده هر بار، ولی این بار توی گوشش میخوام از نفس بخونم !

اگه من ترانه سازم ، تو داری واژه به واژه روی دفترم می باری !

تو داری دستاتو کم کم دور گردن ترانه های پاک من میذاری !

 

شهریور ۸۵

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 17:47 توسط مینو ابراهیمیان |

 

 

..........

 

تا می آم از عاشقی دل بکنم!

یاد ِ تو گُر می گیره توی تنم !

تا می خوام اسمتو از یاد ببرم !

همه حرفات  می پیچن توی سرم !

 

آه من کاش نگیره دامنتو!

دوس دارم حتی بدی کردنتو !

 

یادمه که گفته بودی..

دس بالای دس زیاده !

بی وفاتر از همیشه ..

میگذری از من ساده !

 

چشمی که خیره بهت نگاه نکرد !

بعد تو به هیچ کس اعتنا نکرد!

لبایی که بوسه هاتو پس می زد !

تو هوای عشق تو نفس می زد

 

یادمه که گفته بودی..

دس بالای دس زیاده !

بی وفاتر از همیشه ..

بگذر از این دل ساده !

 

دلی که زخمی دل سپردنه ...

بعد رفتن تو همدم منه!

بگذر و نیا سراغم دوباره !

دیگه دل شوق شکستن نداره !

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 0:59 توسط مینو ابراهیمیان |