آمدمت كه بنگرم باز نظر به خود كنم
سير نميشود نظر بس كه لطيف منظري
گفتم اگر نبينمت مهر فرامشم شود.....
مي روي و مقابلي غايب و در تصوري....
( سعدي )
وقتي توي تاريكي به اروند رود نگاه كني .....
وقتي به اسليمي هاي مسجد شيخ لطف الله
دل ببندي .......
وقتي حتي ديدن عكس حافظيه ديوونه ت كنه .....
وقتي مقبره الشعرا و مسجد كبود تبريز
يادت مي آد ....
وقتي ...
ديگه دلت نمي آد واسه ايران ترانه نگي.......
هر چند ترانه ت پاستوريزه و يه كم هم
شعاري باشه و...
( اسم ايران )
از غزل خونه ي حافظ تا شكوه عالي قاپو
از صميميت كارون... تا غرور پل خواجو....!
عكس نوراني و ناب سرزمينمو مي بينم
من از اين ميهن پاك و از همين خاك و زمينم!
توي بادگيراي ساده ميشه خيامو سفر كرد!
با يه كم هواي شرجي پيرهن كوير تر كرد
رود خون آلود اروند... خاطراتي از شهادت!
تن سنگي دماوند.... مظهري از استقامت!
از تو چشماي سياوش ميشه ايرانو نگاه كرد!
با صداي سبز كاوه ميشه ايرانو صدا كرد
رنگ يك رنگي ما رو نميشه تو نقشه ها ديد
واسه حفظ اسم ايران بايد از هيچي نترسيد !
بايد همصدا و همراه توي هر ثانيه هر دم
تك سرود اتحاد بخونيم زير يه پرچم !
( زنده كن )
پر چلچراغ و نور و آينه باش
توي اين شباي پوسيده و تار
عطر گلبرگ ترانه رو بپاش
رو بيابون دلاي غصه دار
تو همين ثانيه ها نفس بكش
چشماتو به پيرهن فردا ندوز
داره ميسوزه تموم لحظه هات
توي بي شعلگي سايه نسوز
اگه هم سكوت تنهايي شدي
دستاتو بذار ميون دست من
اگه خشكيده و صحرايي شدم
دستاتو بكار ميون دست من
اگه دنيا تلخ و تكراري شده
تو همه دوباره ها رو پاره كن
اگه ميدوني ستاره ت مي ميره
فقط امشبو پر از ستاره كن
زنده باشو توي آسمون شب
با نگات نگاه خورشيدو بكش
زنده باشو زندگي رو زنده كن
طعم اين لحظه ي پر نورو بچش
اگه هم سكوت تنهايي شدي
دستاتو بذار ميون دست من
اگه من غربت پر ناله شدم
دستامو بذار تو دستاي وطن
اولين رباعي من .....
به دوست همراهی كه حبسش را باور نكردم !
وقتي كه ستاره در غل و زنجير است ......
آواز پرنده هم تم آژير است !
پروانه ي آزادي ما بي بال و ..
گيسوي ترانه ها هم آتش گير است !